|
مهدی قاضي زاده//09122519350 مجمع الفوائد//اللهم صلعلی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن اعدائهم//09193519350
| ||||||
|
حدیث" محبوبترین کارها نزد خدا اطعام کردن مردم و قربانی کردن است...
امام حسین ع" اطعام کردن یک گرسنه از هزار رکعت نماز ثوابش بیشتر است..
سلام قصد داریم هرچندوقت یکبار گوسفندی از طرف ائمه و اموات شیعه برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت مهدی قربانی کنیم و بین مستضعفین پخش کنیم.. هرکس دوست داره میتونه با هر مقدار کمکی شریک بشه هم ثوابش برده هم برا حاجتش نیت کنه.. یک گوسفند الان حدودا ۴۵۰ هزار تومن است.. فقط حتما اطلاع بدید... بانک رفاه مرکزی قم حساب همراه ۳۴۵۵۴۴ بنام قاضی زاده مخصوص قربانی کردن گوسفند.. [ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 17:4 ] [ مهدی ]
حدیث" یاعلی هر کس قبر فرزندانت را آباد و تعمیرکند و یا زیارت کند ثواب ۷۰حج مقبول و آمرزش گناهان را برایش ضمانت میکنم.. معراج السعاده..
آیت الله بهجت" کار خیر پول نمیخواد..توفیق میخواد.. خیلی ها پولدارن ولی کار خیر نمیکنند و خیلی ها وضع خوبی ندارند ولی همیشه دنبال کارخیر هستند..
سلام چند روز قبل رفته بودم مشهد اردهال.. ۵کیلومتری اونجا یه امامزاده هست بنام سید نورالهدی از نوادگان موسی بن جعفر است.. شخصی مریض بوده این حضرت شفاش داده ۶۰ملیون تومن داده یه صحن و مسجد کنار این بارگاه بسازن.. پول کم اومده کار نیمه کاره مونده اگر کسی دوس داره میتونه باقیات و صالحات شریک بشه.. کار خیر پیش خدا گم نمیشود... این کمترین کاری بود که از دستم میومد برای این حضرت... اگر وجهی بحسابم ریختید حتما حتما اطلاع بدید برای ساخت امامزاده است تا به دست تولیتش برسانم مدیون شما نشوم.. ۶۰۳۷۹۹۱۰۵۱۲۴۸۵۱۰ بانک ملی کارت ................... ۰۱۰۱۳۱۲۰۱۹۰۰۳ سیبا ملی بنام قاضی زاده
[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 17:20 ] [ مهدی ]
عدم استفاده درست از واژگان در موارد اختلافی،
حل موضوع را با مشکل همراه می سازد.
ارث
واضح و روشن است که ارث مالی است که از متوفی به بازماندگان میرسد. حالا اگر متوفی قبل از مرگ و در زمان حیات خود به فرزندش چیزی ببخشد آن ارث محسوب نمیشود بلکه مال شخصی آن فرزند به حساب میآید.
یعنی پس از مرگ او، فرزندان دیگرش نمیتوانند از سهم الارث فرزندی که در زمان حیات پدر مالی دریافت کرده، چیزی کم کنند به این بهانه که تو قبلاً چیزی گرفتهای.
و فدک نیز از این قرار است... فدک ارث نبود.
مالی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان حیاتشان به دخترشان بخشیدند.
در کناب ینابیع المودة(از کتب سنیان)صفحه ی 441 آمده است:
زمانی که آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه» نازل شد
رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه[سلام الله علیها] را طلبیدند و فدک را به ایشان بخشیدند....
حتی اگر ارث هم بود با روایت جعلی نحن معاشر الانبیاء لانورث نمی توان کوثر قرآن را از ارث محروم کرد . استدلال حضرت زهرا سلام الله علیها همین است که ای ابوبکر تو از پدرت ارث می بری و من از پدرم ارث نمی برم. اگر انبیاء ارث نمی گذارند پس چرا ابوبکر و عمر بنا به سهم الارث دخترانشان از پیامبر در حجره آن جناب دفن شدند ؟
مگر قرآن» نمیفرماید بدون اجازه وارد خانه کسی نشوید!!! ابابکر وعمر از کی اجازه گرفتن؟؟؟
این که خود موید ارث بردن از پیامبر خداست.
و ورث سلیمان داود که نص قرآنی است که سلیمان از پدرش ارث برد . سوره مبارکه مریم فهب لی من لدنک ولیا یرثنی به من فرزندی مرحمت کن که از من ارث برد .
اینها نصوص قرانی است..
منبع: فطرت [ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:29 ] [ مهدی ]
تمسخر مقدسات از کجا آغاز شد ؟و نقش رسانه ها در این خصوص + تصاویر
شاهین نجفی مرتد است.. ۱۰۰هزار دلار جایزه برای کشتن خواننده مرتد.. به گزارش «شیعه نیوز» شاهین نجفی مرتد، پس از گذشت چند روز ار صدور فتوای ارتداد علیه وی تصمیم گرفت در دادگاه آلمان، از آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید قم، به دلیل صدور این فتوا که او را مهدور الدم می کند، شکایت کند.
حکم ارتداد شاهین نجفی پس از آن صادر شد که،
آهنگی جنجال برانگیز با عنوان "نقی" از وی منتشر شد .
به گزارش روزنامه "الشرق الاوسط" شهریار آحادی مدیر برنامه شاهین نجفی گفته است که مبلغ 100 هزار دلار وسوسه بر انگیز است برای همین از پلیس آلمان خواسته شد حفاظت از جان شاهین نجفی را برعده بگیرد. او افزود که شاهین نجفی در حال حاضر به شکلی مخفی زندگی می کند و تصمیم دارد برای مصونیت از سوء قصد، مدتی از انظار عمومی پنهان شود. شاهین نجفی 31 ساله، مدتی از خوانندگان آهنگ های زیر زمینی در ایران بود که پس از ممنوع الصدا شدن، به کشور آلمان پناهنده شد.
به اطلاع می رساند از چندی پیش در شبکه های اجتماعی و برخی وبلاگ ها شاهد نوشته های تمسخر آمیز و لطیفه هایی با موضوعیت ائمه اطهار بودیم که این امر اخیرا ابعاد گسترده تری به خود گرفته است، لذا خواهشمند است نظر خود را نسبت به این موارد اعلام فرمائید.
الف: حکم اهانت و هتک حرمت به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) و سایر معصومین (علیهم السلام) چیست؟
ب: وظیفه ما در برخورد با سایت ها و وبلاگ هایی که مطالب تمسخر آمیز نسبت به ائمه اطهار (علیهم السلام) را منتشر می کنند چیست؟
پاسخ آیت الله روحانی :
باسمه جلت اسمائه؛
اولا :اگر دشنام دادن به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام به نحوی باشد که موجب انکار خدای تعالی گردد، موجب ارتداد است.
ثانیا: اگر فردی به معصومین (علیهم السلام) اهانت کرده باشد بر اساس روایات و بنا بر اجماع فقها، از آنجایی که مشمول قاعده ساب النبی(صلی الله علیه و آله) و الائمه (علیهم السلام) می شود باید گفت که مسلما جایز القتل است و کشتن او هم متوقف به اذن حاکم شرع نیست. البته در این قبیل موارد باید به گونه ای عمل شود که باعث مفسده بزرگتری نباشد. در ضمن باید به مدیران سایت ها و وبلاگ هایی که مطالب توهین آمیز نسبت به ائمه اطهار و معصومین علیهم السلام را منتشر می کنند تذکر داده شود تا از این اعمال زشت دست بردارند و همچنین خوب است که شیعیان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) هم با راه اندازی سایت ها و وبلاگ های مذهبی به نشر فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) و بیان فضائل و مناقب ایشان، اقدام نمایند. محمدصادق حسینی روحانی
مراجع تقلید با اشاره به اهانت یکی از خوانندگان خارج از کشور به امامهادی (علیه السلام)، گفتند: این خواننده خبیث که به همه قید و بندها پشتپا زده و به ساحت مقدس امامهادی (علیه السلام) اهانت کرده است، در حقیقت آدم مرتد به تمام معنی و یا در حکم سابالنبی است. اینگونه افراد با ارتکاب همه نوع اعمال خلاف از نظر وجدان ناراحتند و میخواهند خود را رها کنند و همه چیز را نفی و تمام معتقدات حتی خدا را انکار میکنند تا به آرامش برسند! اما اغلب این افراد با ارتکاب همه نوع گناه خود را در آتش میبینند و در کشمکش با وجدان خود،به این فکر افتادهاند که خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را انکار کنند تا شاید به خیال خام خود راحت شوند!!!! ادامه مطلب [ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:25 ] [ مهدی ]
حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند خانه ای که درآن غنا و سرود/موسیقی/ باشد
از نزول مصیبتی دردناک در آن ایمن نتوان بود
و دعا در آن خانه به اجابت نرسد و فرشته داخل آن خانه نشود.
منبع : وسایل الشیعه ، ج17، ص 303
[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:54 ] [ مهدی ]
روز مادر فرصت ویژه ای است برای اینکه به مادرانمان بگوییم چقدر دوستشان داریم. در این روز خاص خیلی از ما برای مادرمان گل می خریم، چون این هم می تواند نشانه ای از عشق و علاقه ما نسبت به او باشد. به گزارش برترین ها، اگر می خواهید بدانید کدام گل برای مادرتان مناسب است حتماً این مطلب را بخوانید... ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 10:33 ] [ مهدی ]
در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه میکرد که چرا از کار و زندگی میزنی و به قم میروی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … . آخه چرا آقا فریاد میکشه؟ چرا داد میزنه؟ چرا با درد سلام میده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلامهای آقا سلام میدادم. دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران میخونم، این هفته هفته آخرمه … رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطهور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف میزدم، آقا اگر بهم نگی میرم ها! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم ها! تو همین افکار بودم که آیتالله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی میگفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟ در راه دائما با خودم میگفتم آقا چطور حرفهای من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیتالله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز میخوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمیتوانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول! روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوهای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم. پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ و بهشت آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد میکشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم میرفتم و سپس به تهران بازمیگشتم تا آقا رحلت کردند.» [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 20:23 ] [ مهدی ]
با انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید. آیا تا به حال به طور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟ تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید. انگشت شماره يك شصت است.. انگشت شماره دو سبابه ياهمان انگشت اشاره است..و... انگشت شماره ۱ این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب می کنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولاً از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند. انگشت شماره ۲ این انگشت نماد کار است و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری می دهند انسان های کاری هستند و به طور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند. انگشت شماره ۳ این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان می دهد، افرادی که این انگشت را انتخاب می کنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند. انگشت شماره ۴ این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب می کنند، انسان های احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند. انگشت شماره ۵ این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و به طور کلی روابط بین افراد اهمیت می دهند. [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 19:49 ] [ مهدی ]
"می خوام یه چیزی بگم از عظمت امام حسین ع!! دیروز یکی از برادران سنی پیش من اومد و شیعه شد الحمدلله! اومد و گفت که می خوام شیعه بشم و الان چکار باید بکنم؟؟؟ ما هم راهنمایی شون کردیم و شیعه شدن! ازش پرسیدم چی شد که شیعه شدی. گفت: دو سالی هست که منتظر فرصتی بودم برای این کار" پسربچه دوازده ساله ای که سال پیش شیعه شده بود و موقعی که ازش علت رو پرسیده بودن گفت: جایی شربت می دادن یه لیوان هم به من دادن و من برداشتم. یه کمش رو با تردید خوردم و از همون لحظه محبت امام حسین تو دلم افتاد!!!"
می کردن و جالبتر این که یکی از دوستان که در حوزه علمیه زاهدان مشغول بود تعریف کرد: خودمون که نمی خوریم!!! ولی می تونیم به همسایه فقیری که داریم از اون غذا بدیم؟؟؟ من با تعجب جواب دادم: هیچ اشکالی نداره! چه خودتون بخورید چه به کس دیگه ای بدید. طرف هم خیلی تشکر کرد و خداحافضی. بعدا متوجه شدم که طرف از اهل سنت بوده و از 118 تلفن حوزه علمیه رو پرسیده و 118 هم ندانسته تلفن حوزه علمیه شیعه رو داده بود!!!" [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:36 ] [ مهدی ]
خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه درخشید، زمین و آسمان را نورانی کرد و ملائکه از روی تعجب گفتند: خداوندا این چه نوری است؟ [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:32 ] [ مهدی ]
آثار و فواید دعا برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف روحی و ارواحنا له الفداء
سلام هرچند یه عاشق بخاطر این فواید دعا نمیکنه اما چه کنیم که با یه آقایی طرفیم که در جود و کرم نظیری نداره و ما هم مثل گدا از خداوند خواستاریم که این الطاف را شامل حال ما هم قرار بده.
منبع :http://snn.ir/NewsContent.aspx?NewsID=128641 یا علی [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:7 ] [ مهدی ]
امیر المؤمنین علی (ع):
برای دنیای خود آنگونه کار کن که گویا همیشه زنده خواهی بود و برای آخرت خود آنچنان که گویی فردا خواهی مرد.
مستدرک الوسائل ج 25 ص 146
حضرت موسى (علیه السلام ) در مناجات خود در کوه طور عرض کرد : یا اله العالمین(اى معبود جهانیان) جواب شنید: لبیک (یعنى نداى تورا پذیرفتم) سپس عرض کرد: یا اله المحسنین (اى خداى نیکوکاران ) همان جواب را شنید سپس عرض کرد: یا اله المطیعین (اى خداى اطاعت کنندگان ) باز همان پاسخ را شنید. سپس عرض کرد: یا اله العاصین (اى خداى گنهکاران ) سه بار در پاسخ شنید: لبیک ، لبیک ، لبیک . موسى (علیه السلام ) عرض کرد: خدایا چرا، در دفعه چهارم ، سه بار پاسخم دادى ؟! خداوند به او خطاب کرد: عارفان به معرفت خود، و نیکوکاران و اطاعت کنندگان به نیکى و اطاعت خود، اعتماد دارند، ولى گنهکاران جز به فضل من ، پناهى ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه کسى پناهنده شوند؟!. کتاب منتخب قوامیس الدرر(ملا حبیب الله کاشانى ) [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:42 ] [ مهدی ]
قابل توجه کسانیکه مادرشان سیده است
شاید تا به حال شما خیلی ها رو دیده باشید كه دوست دارن منسوب به امام علی(ع) وحضرت زهرا(س) باشند..حتما شما میدونیدكه اگر بین مادر بزرگها و یا پدربزرگهای مادری كسی هر چند ده نسل قبل و بالاتر سیدو سیده ای باشه این شخص به حضرت زهرا(س)محرم میشه و حكم نوه بی بی رو داره... چرا به كساني كه مادرشان سيد است، سيد نمي گويند در حالي كه خود ائمه(ع) از طرف مادر يعني حضرت فاطمه(س) به پيامبر(ص) منسوبند و سيد رضي در رساله وکتابش سادات مادري را سيد محسوب كرده ومستحق گرفتن خمس میداند..، و اينكه مگر احترام به اولاد پيامبر(ص) واجب نيست؟ حال كساني كه از طرف مادر سيدند و ما نمي دانيم چگونه به آنها احترام بگذاريم؟؟ و آيا كسي كه مادربزرگ، مادر پدر يا مادرش سيد باشد، آيا سيد محسوب مي شود ؟؟ و آيا كساني كه نمي دانند اولاد پيامبرند، آيا گناهشان و ثوابشان چند برابر ديگران است؟؟ و چرا در شناسنامه لقبي براي شناسايي اين گونه افراد نمي گذارند مثلا ميرسيد تا از ديگران مجزا شوند.. لطفا نظرات تمام مراجع ذكر كنيد و نام مراجعی كه سادات مادري را سيد مي دانند ذكر كنيد. همه مراجع سیادت از ناحیه مادر را قبول دارند و فقط در مساله تعلق خمس به سادات مادری اختلاف دارن ..
زنى كه از نسل پيامبر است، همهى فرزندان او نسل پيامبر و سيّد هستندگرچه شوهرش سيّد نباشدو در نتيجه انسان از طريق مادر همسيادت پيدا مىكند.
علی جان تو فرزندانت را دوست نمیدارد مگر مومن و حلال زادهوبا تو و فرزندانت دشمنی نمیکند مگر منافق و حرامزاده..در روایتى حضرت امام محمد باقر مى فرمایند :«طاعت ولى امر در هر دوره و عصرى براى یک نفر از ماهاست که او امام عصر و زمان خود مى باشد ; ولى محبت و دوستى نسبت به عموم سادات فرض و لازم شمرده شده است» . 2همچنین در روایتى از پیامبر اکرم مى خوانیم :«عیادت فرزندان هاشم «سادات » جزء فرایض و وظایف استو زیارت آنان مستحب مى باشد» . 3در روایت دیگر از پیامبر اکرم(ص)آمده است که مى فرمایند : «من چند نفر را در روز قیامت شفاعت مى کنم اگر چه گناهان زیادى داشته باشند ؛
1 . کسى که به کمک ذریه ام برخیزد .2..کسى که به هنگام تنگدستى ذریه ام از بخشش مالش دریغ نکند .3 .کسى که ذریه ام را با قلب و زبان دوست داشته باشد . و .. . 4علاوه بر احترام به ساداتیکى دیگر از ویژگى هاى آنان تعلق نصف خمس به آن هاست ;چنان که قرآن کریم مى فرماید :«وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَىْء فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى» (انفال ، 41)یکى دیگر از ویژگى هاى آنان حرام بودن صدقه و زکات براى آنان است ;چنان که حضرت امام صادق مى فرمایند :«خداوند هنگامى که زکات را بر ما حرام کرد خمس را براى ما قرار داد ; بنابراین زکات بر ما حرام است و خمس حلال» . 5
پی نوشت ها1 . بحارالانوار ، ج 10 ، ص 393 ، چاپ تهران2 . اصول کافى ، کلینى ، ج 3 ، ص 23
3 . سفینة البحار ، ج 1 ،ص 5674 . بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج 46 ، ص 202 ، چاپ تهران5 . وسایل الشیعه ، شیخ حرّ عاملى ، ج 6 ، ص 186 ، بحث خمس .
در حدیث است که:خلقت الجنة لمن اطاع اللَّه و لو كان غلاما حبشیاو خلقت النار لمن عصى اللَّه و لو كان سیدا قرشیا:بهشت آفریده شد برای کسی که از خداوند اطاعت کندهر چند برده ای از حبشه باشد،و جهنم برای کسی است که معصیت نمایدهر چند سیدی از اهل قریش باشد..بنابراین اصل در سیادت که موجب رستگاری گردد،سیادتی است که بوسیله اعمال حاصل شودلذا در بسیاری از روایات برای کسب سیادت ذاتی اکتساب فضایلی را ذکر فرموده اند:من جمله در روایتی است کهامیرالمومنین روى بجانب امام حسین(ع) نموده فرمودپسرم سیادت و آقائى چیست؟پاسخ داد رسیدگى بقوم و قبیله نمودن و تحمل ناراحتى و جرم كشیدن.(مواعظ امامان علیهم السلام، ترجمه ج 17، بحارالانوار 96)و نیز فعل المعروف و اغاثة الملهوف و اقراء الضّیوف آلة السّیادة.(تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، ص450)احسان كردن، و بفریاد ستمدیده بیچاره رسیدن،و مهمانى كردن مهمانان سبب بزرگى و مهترى است.
ایا فرزندان هاشم همه سید هستند ؟
|
||||||
|
ما انسانها در هر دقیقه حدود 15 تا 16 بار دم و بازدم انجام میدهیم و در این زمان حدود 5/5 لیتر هوا وارد ریهها و از آنها خارج میشود. سرطان حنجره
حنجره ارگان توليد صدا در انسان است، علاوه بر آن حنجره در تنفس و بلع نيز نقش دارد. سرطان حنجره از شايعترين سرطانهاي سر وگردن مي باشد و سالانه تعداد زيادي از افراد در سراسر دنيا به اين بيماري مبتلا مي گردند. تشخيص هر چه سريعتر اين بيماري در مراحل اوليه باعث مو فقيت بيشتر درمان و كاهش عوارض آن ميگردد. علائم هشداردهنده كه بايد به پزشك مراجعه نماييم كدامست؟ • گرفتگی طولانی مدت صدا و یا تغییرات آهنگ صوتی بدون وجود علت بارز ادامه مطلب بخون... |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
داستانى از مرحوم كاشف الغطاء رو خدمت شما دوستان عزيز عرض ميكنم
در رابطه با نماز شب اميدوارم استفاده ى لازم رو ببربد:

در حالات آيت الله كاشف الغطاء آمده كه در يكى از شبها براى تهجد برخاست
.فرزند جوانش را از خواب بيدار كردو فرمود
:"برخيز و به حرم مطهر مشرف شده و در آنجا نماز بخوانيم"
فرزند جوان كه از برخاستن از خواب در آن ساعت شب برايش دشوار بود
در مقام اعتذار برآمد
و گفت:"من اكنون مهيا نيستم.شما منتظر من نباشيد بعد مشرف مى شوم"
فرمود:"نه من اينجا ايستاده ام برخيز و مهيا شو كه با هم برويم"
آقا زاده به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند.
كنار صحن مطهر حرم كه رسيدند آنجا مرد فقيرى را ديدند نشسته و گدايى ميكند
.آن عالم بزرگوار ايستاد و رو به فرزندش فرمود:
" اين شخص در اين وقت شب براى چه اينجا نشسته است؟"
گفت:" براى تكدى از مردم "
فرمود:" آيا چه مقدار پول ممكن است از طرف رهگذران عايد او گردد.
" گفت " شايد حدود يك تومان ( به پول فعلى)
فرمود:" درست فكر كن ببين اين آدم براى يك مبلغ بسيار اندك كم ارزش دنيا آن هم محتمل در اين وقت شب از خواب و آسايش خود دست برداشته و آمده در اين گوشه نشسته و دست تذلل بسوى مردم دراز كرده است. آيا تو به اندازه ى اين شخص اعتماد به وعده هاى خدا درباره ى شب خيزان و متهجدان ندارى كه فرموده است:
" فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين ..." (سوره ى سجده/۱۷)
گفته اند آن فرزند جوان از شنيدن اين گفتار از آن دل زنده و بيدار آنچنان تكان خورد و تنبه يافت كه تا آخر عمر شرف سعادت بيدارى آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترك نشد.
دوستان تهجد آخر شب سعادتيه كه نسيب هر كسى نميشه
خوش به حال اون كسايى كه خدا با هاشون محسوس و نا محسوس صحبت ميكنه..
نماز شب باعث نوراني شدن چهره و زيادشدن رزق ميشود..
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت همه ی دوستان امیدوارم عباداتتون قبول باشه.
قصد نداشتم این مطلب روپست کنم ولی پست میکنم
چون یه سری نکته های نایاب بازم میگم نایاب داره که مطمئن باشید
هیچ جای اینترنت پیدا نمیکنین
نکته های عرفانی از سید عبدالکریم کشمیری یکی از بهترین شاگردان
علامه سید علی اقای قاضی که همان استاد علامه طبابایی هم هستند
ایشون که هرکی طالب سلوک تو راه خداست بخونه و مطمئن باشید
کسی به این نکته ها مداومت کنه 100% جواب میگیره....
ترك حرام.انجام واجبات و لقمه حلال شرطه ها..
1- قرائت ذکر یونسیه (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین)
در سجده و ادامه ی آن تا یک سال (هر روز 400 بار) باعث تجرد روح از جسم
اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد
گاهی برای مرحوم حداد تا سه روز تجرد برزخی روی می داد
2- قرائت سوره ی (انا فتحنا لک فتحا مبینا) فتح برای رفع حجابها بسیار خوب است
3- ادعیه و اذکار همه خوبند و لکن در دعاها از دعای یستشیر در صبح و شب و
در اذکار از ذکر یا حی و یا قیوم استفاده ی بیشتری بردم
4- تلاوت 400 مرتبه آیه نور (الله نور السماوات و الارض مثل نوره ...)
در حرم امام رضا به نیت هدیه به امام بسیار موثر است
5- قرائت یک حمد و یازده سوره ی توحید و
هدیه ی آن به ارواح مؤمنین بسیار مؤثر است
6- طی الارض برای ائمه ی اطهار پیچیدن و جمع شدن زمین در زیر پای انان است و
در نزد غیر آنان انتقال شخص توسط ملائکه و یا اجنه است
7- در زمان هجوم گرفتاریها و مشکلات،
قرائت سوره و یا ذکری به نیت هدیه هدیه به امام جواد حضرت امام محمد تقی
( جوانترین امام و باب الحوائج ) مؤثر و مجرب است
8- اثر دعاها و یا اذکار زمانی ظاهر میگردد که یک (یکسال) کامل از استمرار آن بگذرد
9- مداومت بر قرائت سوره ی توحید باعث ازدیاد یقین میشود
10- برای حدیث نفس ذکر تهلیل بسیار مجرب است
11- (مکاشفه) فرد ادنی از مشاهدات سالک است و زمانش نیز کوتاه ولی (معاینه) فرد أکمل آن مدت زمانش نیز طولانی است و در این حالت سالک در واقع خود (مشاهده) را می بیند
12- با انجام و مداومت عمل (مراقبه) نفی خواطر صورت میگیرد
13- در میان ادعیه وارده، قرائت دعای احتجاب:
(یا من احتَجَبَ بِشعاع نُورهِ عَن نواظِر خلقه ....) برای نورانیت قلب مؤثر است
14- قرائت 21 مرتبه آیة الکرسی در روز برای تقویت حافظه بسیار مؤثر است
15- یکبار از مرحوم آیت الله سید علی اقای قاضی درخواست کمک و راهنمایی
در مورد علم کیمیا ( تبدیل اشیا به طلا) کردم و ایشان فرمود
این ذکر را زیاد بگو:( أللهّم أغنِنِی بِحَلالِکَ عَن حَرامِکَ و بِفضلِکَ عمَّن سِواکَ)
16- بیان ذکر ( یا اللهُ یا اللهُ یا ربّ) در یک ساعت خاص در روز در حال سجده
برای ثقویت روح بسیار مؤثر است
17- عدد خاص برای استغفار مبتدئین هزار و یک عدد می باشد
اگر این مطالب به دردتون خورد
یه صلوات برای تعجیل ظهور امام زمان بفرستید
و همه شيعيان دعا کنید... یاعلی
کپی برداری فقط با ذکرمنبع مجاز می باشد
در غیر اینصورت حرام محسوب می شود
منبع:وبلاگ اتشیز
حدیث"
من مات علی حب محمد وآل محمد مات شهیدا..
هرکس با محبت محمد وآل محمد بمیرد شهید است..
...............................................
بنی امیه حضرت ام البنین را در سن۵۹سالگی
با عسل زهرآلود مسموم و شهیدش کردند
و امام سجاد علیه السلام او را تجهیز و تدفین کرد..
.................................................
امیرمؤمنان علی علیه السلام حدود۱۸سال پس از شهادت پاره تن و ریحانه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم ، برادر بزرگترخودخود عقیل را که۲۰سال ازخودش بزرگتر بود و از دانشمندان نسب شناس بود، فرا خواند و از او خواست تا برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند. عقیل، فاطمه کلابیّه را برای حضرت علی علیه السلام برگزید که خاندانش، بنی کلاب، در شجاعت بی مانند بودند. حضرت علی علیه السلام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد.
پدر ام البنین حزام بن خالد و مادرش لیلی یا ثمامه خشنود شدند و این وصلت مبارک صورت گرفت.
حضرت ام البنین با حضرت زینب همسن بودند..متولد سال۵هجری هستن..
زمانیکه با حضرت علی ازدواج کرد امام حسن و امام حسین حدودا ۲۰ ساله بودند..
سال۲۳هجری با حضرت علی علیه السلام ازدواج کردن
و سال۶۴هجری ۳سال بعد از واقعه عاشورا شهیدش کردن و در بقیع مدفون شد..
حضرت ام البنین علیهاالسلام مادر چهار فرزند بود
بنام های: عباس علیه السلام ، جعفر، عبدالله و عثمان،
که تمامی آنان در روز عاشورای سال 61 ه در رکاب برادر و سرور خود سیدالشهدا
حضرت امام حسین علیه السلام ـ که درود خدا بر او باد ـ شربت شیرین شهادت نوشیدند.
حضرت عباس علیه السلام قمر بنی هاشم در روز عاشورا به برادران گرامی خود فرمود:
«امروز روزی است که باید بهشت را بگیریم و جان خود را فدای آقا و امام خود نماییم.
ای برادران من، امروز در جان نثاری کوتاهی نکنید و نگویید که ما با حسین برادریم و پسران یک پدریم. آن بزرگوار، امام، آقا و پیشوای بزرگ ماست. پس تا می توانید از حریم محترم امامت پاسداری کنید».
بشناسید اولیای خدا را که چگونه با حضرت ولیعصر (ع) همنشین بودند...
خوش به حال کفاش ها (اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف نبیك، اللهم عرفنی رسولك فانك ان لم تعرفنی رسولك لم اعرف حجتك،اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی.")
مرحوم سيد عبدالكريم ( رحمه الله ) پيرمرد كفاش معاصري بود كه در تهران زندگي مي كرد. اكثر علماي اهل معني معتقد بودند كه حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه ) گاهي به مغازه كوچك كفاشي او تشريف مي برند و با او مي نشينند و هم صحبت مي شوند.
لذا بعضي از آنها به اميد آنكه زمان تشريف فرمائي حضرت ولي عصر (ع) را درك كنند ساعتها در مغازه او مي نشستند و انتظار ملاقات حضرت را مي كشيدند و شايد بعضي ها هم بالاخره به خدمتش مشرف مي شدند.
مرحوم سيد عبدالكريم اهل دنيا نبود حتي خانه مسكوني نداشت و تنها راه درآمدش كفاشي و پينه دوزي بود.
يكي از تجارمحترم تهران كه بسيار مورد وثوق علماء بزرگ و مراجع تقليد بود نقل مي كرد:
مرحوم سيد عبدالكريم در منزل يكي از اهالي تهران مستاجر بود وقت اجاره اش سر آمده بود و صاحب خانه به او ده روز مهلت داده بود كه منزل را تخليه كند.
روز دهم در عين اينكه نتوانسته بود خانه ديگري اجاره كند منزل را طبق وعده اي كه به صاحب خانه داده بود تخليه كرده و وسائل منزل را كنار كوچه گذاشته بود و نمي دانست كه چه بايد كرد.
در همين سرگرداني به خدمت امام عصر ( ارواحنا فداه ) مشرف مي شود در حالي كه حضرت به او مي فرمايند: ناراحت نباش اجدادمان مصيبتهاي زيادي كشيده اند.
سيد عبدالكريم مي گويد : آقا جان درست است ولي هيچ يك از آنها مبتلا به ذلت اجاره نشيني نشده بودند!!!
حضرت ولي عصر ( ارواحنا فداه ) تبسمي مي كنندو مي فرمايند: درست است ما ترتيب كارها را داده ايم من مي روم پس از چند دقيقه ديگر مساله حل مي شود.
آن تاجر تهراني كه قضيه را نقل مي كرد در اينجا اضافه كرد و گفت : كه شب قبل من حضرت ولي عصر (عج) را در خواب ديدم ايشان به من فرمودند : فردا صبح فلان منزل را به نام سيد عبدالكريم مي خري و در فلان ساعت او در فلان كوچه نشسته مي روي و كليد منزل را به او مي دهي.
من از خواب بيدار شدم ساعت 8 صبح به سراغ آن منزل رفتم جالب اينجاست كه صاحب آن خانه هم گفت : من خيلي بدهكاري داشتم ديشب به امام زمان (ع) متوسل شدم كه اين خانه زودتربه فروش برسد تا من قرضم را بدهم .
لذا بدون معطلي من خانه را خريدم و كليدش را گرفتم . وقتي خدمت مرحوم سيد عبدالكريم رسيدم هنوز تازه حضرت بقيه الله (ع) از آن كوچه تشريف برده بودند . و بوي عطر فضاي آن كوچه را پر كرده بود.خدا آن تاجر و مرحوم سيد عبدالكريم را رحمت كند.
:: ملاقات ديگري از سيد عبدالكريم ::
روزي حضرت به حجره كفاشي سيد عبدالكريم تشريف آوردند در حالي كه او مشغول كفاشي بود پس از دقايقي حضرت فرمودند : سيد عبدالكريم كفش من نياز به تعمير دارد برايم پينه مي زني ؟
سيد عرض كرد: آقا جان به صاحب اين كفش كه مشغول تعمير آن هستم قول داده ام كفش را برايش حاضر كنم البته اگر شما امر بفرمائيد چون امر شما از هر امري واجب تر است آن را كنار مي گذارم و كفش شما را تعمير مي كنم .
حضرت چيزي نفرمودند و سيد مشغول كارش شد.
پس از دقايقي مجددا حضرت فرمودند: سيد عبدالكريم ! كفش من نياز به تعمير دارد برايم پينه مي زني ؟ سيد كفشي را كه در دست داشت كنار گذاشت بلند شد و دستانش را دور كمر حضرت حلقه زدو به مزاح گفت : اگر يك بارديگر بفرمائيد كفش مرا پينه مي زني ؟ داد و فرياد مي كنم كه اي مردم آن امام زماني كه دنبالش مي گرديد پيش من است بياييد زيارتش كنيد!
حضرت لبخند زدند و فرمودند : خواستيم امتحانت كنيم تا معلوم شود نسبت به قولي كه داده اي چقدر مقيد هستي.بدان كه ما شما را براي خودمان نميخواهيم بلكه شما را براي خدا ميخواهيم هر اندازه شما بندگي كنيد ما شما را بيشتر دوست داريم. سيّد عبدالكريم اگر نبود اين تقوا و مراعات تو هرگز مغازة تو را انتخاب نميكردم و به تو سر نميزدم
حتما برو ادامه مطلب بخون...
کتاب سلیم بن قیس هلالی که با عنوان «اسرار آل محمد» به فارسی ترجمه شده،
حجت الاسلام دانشمند :
اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .
این موضوع را من با یک واسطه می گویم .با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح ، دو به دو با هم بودیم .
گفتم از آقا چه خبر ؟
میگفت ما روزهای دوشنبه ، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .
یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند تشریف بیاورند
منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .
یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند .
درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟
گفتم : کدام آقا ؟
گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟
گفتم : شما از کجا می دانید ؟
شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، ب
چه ها آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .
به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .
بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند
فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم .
و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .
مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟
مادر شهید گفتند :
امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید
و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن !
فرج نزدیک است ان شاءالله .
اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم
بازدید کننده محترم سلام:
این توفیق نصیب ما و شما گردیده است تا در کنار هم و در این ایام که بوی فاطمه ومدينه را استشمام میکنیم با صلوات نثار آنحضرت و تقديم ثواب صلواتها براي تعجيل در فرج دل ها را به سوی مدينه روانه سازیم..
با اجرای این طرح علاوه بر اینکه قصد داريم با شما دوستان در این ثواب عظیم شریک شويم به نیت تکریم و تمجید و تشویق کاربران عزیزعلاوه بر این که از اجر معنوی آن برخوردار می شوند به شرکت کنندگان در این طرح سراسر ثواب به رسم یادبود به قید قرعه جوایزی را اهداءخواهيم کرد...
در این طرح شما ابتدا نیت کرده و حاجت قلبی خود را در نظر آورید
وتعداد صلواتي را نذر كنيد براي تعجيل در فرج و بفرستيد
چنانچه واقعا و به طور کامل اعمال را انجام دادید
اسم و سن و شهر خود را همراه با شماره تلفن همراه معتبر
(جهت مکاتبات برای اهدا جوایز)
در بخش نظرات همین پست ثبت کنید.
مشخصات شخصي شما نمايش داده نميشود
چنانچه مایلید روزانه در این طرح شرکت کنید می توانید
با مشخصات قبلی خود شرکت نمائید.
از درج مشخصات بدون انجام اعمال ذکر شده خودداری کنید
چرا که شرعا و اخلاقا مدیون دوستانی خواهید شد که
اعمال را به طور کامل انجام داده اند.
اللهم عجل لولیک الفرج
تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق میکردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک مینماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفیاش خواهم کرد، قرار است در سال 2012 م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همه اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرأت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است.
برجهاي تجاري مکه (ابراج البيت)، که در واقع بايد «شاخهاي شيطان» خوانده شود،
سرشار از نمادهای ماسونی، بنای کعبه را به محاصره گرفته،
کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن»
در سال 2012، که از ديدگاه فرقههاي شيطاني شروع «نظم نوين دنيوي» است
ساختمان "ابراج البيت" به پايان ميرسد
و کعبه چنين در سايه نمادهاي شيطاني قرار خواهد گرفت.
سایه شیطانی ابراج البیت بر سر بیت الله الحرام
برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته،
در نوع خود بزرگترین ستون ابلیسک جهان است
که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده است.
همه کسانی که تا یکی دو سال پیش در ایّام برگزاری حجّ تمتّع در رمی جمرات، ستون شیطان را سنگباران کردهاند، شکل ستون میانی خانه شیطان را به یاد دارند. ستونی چهارگوش که در انتها، نوک هرمی شکل خود را مینمایاند. این ستون همان ابلیسک است که امروزه به عنوان یکی از معروفترین نماد فراماسونرهای جهان قابل شناسایی است.
ساختمان شیطان که در عربستان سعودی با نام ابراج البیت خوانده میشود و پس از اتمام ساخت آن پنجمین برج بلند جهان میشود توسط نورمن فاستر که از بزرگترین سازندگان آبلیسک در جهان است(آبلیسک یکی از نماد های مهم ماسونی است که در همه جای جهان وجود دارد که درمورد آن حتما در این وبلاگ خواهید دید)در حال ساخت میباشد.
حال بگوییم نیت پشت پرده ی ساخت این بنا چیست؟
این ساختمان ۷۲ طبقه دارد که ۷۲ درفراماسونری
عدد قدرت شیطان است
و درنهایت در روز۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ درساعت ۱۱:۱۱ دقیقه
سایه ی این ساختمان بر روی خانه ی کعبه می افتد
که نماد چیرگی و تسلط شیطان بر خانه توحید است

ببین کار بشر به کجا رسیده که کسانی که ادعای مسلمانی میکنند اجازه میدهند که این ساختمان کذایی در کنار قبله ی مسلمانان جهان ساخته شود و حتی آنقدر هم بی فکر و پست باشد که بخواهد سایه ی این ساختمان بر روی خانه ی توحید بیفتد که بگویند دیگر کار خدا تمام است.
...لعنت خدا بر این وهابیان کور دل..
طلوع خورشید از مغرب یکی از علائم ظهور حضرت مقدس بقیت الله الاعظم صاحب الزمان مهدی (عج) است از این احادیث تعبیرات مختلفی برداشت کرده بودند مثل نمونه زیر .
اما با ساخت بنای کذایی شیطان در مکه که باعث میشه نور خورشید به کعبه و محوطه اون نرسه خدا نشان خواهد داد که آفریده جهان اون هست و افرادی که کورکورانه عمل میکنند ببینند و چشم باز کننده که خالق جهان کیست و طلوع خورشید را از مغرب خواهیم دید .
طلوع خورشید از مغرب در علائم ظهور امام قائم (عج)،
سخن از طلوع خورشید از مغرب رفته است. در برخی احادیث این امر،
اینگونه بیان شده است:
خورشید به هنگام ظهر، در آسمان راکد شود (آسمان به سختی تیره گردد، و خورشید ناپدید شود، چنانکه گویی غروب کرده است) و ساعتی چند تا به هنگام عصر، پیدا نباشد، آنگاه (که به جانب مغرب رسیده باشد)، از مغرب ظاهر گردد. («الارشاد»، ص 357)
در برخی از روایات این مطلب نیز آمده است که: «آیت و نشانه ای و سیمایی در خورشید پدیدار گردد». و در برخی آثار رسیده است که «مهدی، خود، همان خورشیدی است که از مغرب (محل غروب کردن) خویش طلوع خواهد کرد
(وَ هُوَ الشَّمْسُ الطّالِعَةُ مِنْ مَغْرِبِها («بحارالانوار»، ج 52، ص 195)
چرخش زمین در 21 دسامبر سال 2012 میلادی برعکس می شود.
به گزارش خبرگزاری تقریب به نقل از روزنامه "الوفاق": زمانی که نقاشیهای ملتهای گذشته و رمزهای آنها را مشاهده میکنیم، مفهوم حقیقی آنها را درک نمیکنیم و گمان میکنیم که آنها خرافات و افسانه است و حتی آنها را مسخره میکنیم اما طبق یک مقالهی علمی که بر روی سایت اینترنتی Actuparanormal.oldiblog.com منتشر شده است، روز 21 دسامبر سال 2012 میلادی یعنی 5 سال دیگر، دورهی پنجم دنیا، آغاز خواهد شد.
این مسأله هر 26000 سال یک بار اتفاق میافتد و خورشید با به هم رسیدن کهکشان و مدار زمین در آسمان مواجه میشود. دانش امروز داستانهای ملتهای مایا و هندوهای آریزونا و فراعنه را به یک واقعیت علمی اخترشناسی تبدیل کرده است.
از هزاران بلکه میلیونها سال پیش بسیاری از افراد، منتظر این اتفاق که در 5 سال دیگر روی خواهد داد، میباشند. 5 سال دیگر زمان پایان دورهی بزرگ دوازدهم زمین و خورشید است که منجر به یک انقلاب مغناطیسی میشود و لرزشها و زلزلهها به یک امر عادی تبدیل میگردد.
تحقیقات جدید نشانگر این است که چرخش زمین برعکس خواهد شد و خورشید از مغرب طلوع و در مشرق غروب خواهد کرد.
هندوهای آریزونا این تاریخ را به دلیل برخورد تعدادی از ستارگان در یک مدار ثبت کردهاند، زیرا این مسأله موجب به وجود آمدن تغییراتی در آب و هوا و حوادث طبیعی محیطی خواهد شد و آغاز مرحلهی پنجم انسانیت است.
ممکن است این دانش جدید و تمامی این نظریات، یک داستان تازه باشد که امکان درست یا نادرست بودن آن وجود دارد اما به هرحال طلوع خورشید از مغرب، همواره به عنوان یکی از نشانههای ظهور حضرت امام زمان(عج) ذکر شده است. شاید حقیقتا بیش از آنچه که تصورش را بکنیم و بیشتر از هر زمان دیگر به ظهور حضرت مهدی(عج) نزدیک هستیم. به امید ظهور آن حضرت، صلوات.
http://www.aparat.com/v/46f7c94674bf23e8fa74d4ce48317d1e183257
شهيدي كه در قبر خنديد
شهید علیرضا حقیقت که در فاو در عملیات والفجر8 به شهادت رسید.
به خواهش مادرش در قبر خندید.و نشان داد که خدا و ملایکه در نبرد حق علیه باطل
یار ویاور رزمندگان می باشد و این معجزه ای است که هوش از سر دنیا خواهان می برد.
برای شادی روح امام و شهدا صلوات
حكمت عدم تصريح
ممكن است كسي سؤال كند: گرچه به طور اجمال ذكري از اهل بيت مخصوصاً امام علي«عليهالسلام» در قرآن شده است، ولي چرا به طور صريح و شفاف اسامي آنان در قرآن نيامده است تا هر گونه شك و شبههاي را از ميان بردارد؟ در اينجا به جوابهايي اشاره ميكنيم:
1- قرآن كريم، كتابي است آسماني كه در آن كليّات اموري كه متكفّل سعادت بشر در دنيا و آخرت است بيان گرديده، و شرح اسرار و دقايق و حقايق و جزئيات آن به نبّي اكرم اسلام«صلي الله عليه و آله» واگذار گرديده است. همان طور كه تفصيل همة آيات در تمامي ابواب به عهدة آن حضرت محوّل شده، تشريح آيات امامت نيز به او واگذار شده است. خداوند متعال گفتار رسول خود را به طور مطلق امضا كرده است، آنجا كه ميفرمايد:(أَنْزَلْنا إلَيْكَ الذِّكرَ لِتُبَيِِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَيهِم) [5]«و ما به سوي تو ذكر (قرآن) تفسير و تبيين و تعيين مصداق آيات قرآن ذكر كرده براي ما حجيت دارد. و با مراجعه به روايات فريقين مشاهده مينماييم كه آيات بسياري بر اهل بيت«عليهم السلام» تطبيق شده است .
کسانی که به وجود نازنین اهل بیت رحم نکردند
صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد
با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف می کردند .
همانطور که با احادیث رسول الله بدلیل ذکر مناقب علی علیه السلام جنگیدند
و خواندن احادیث رسول الله را ممنوع کردند ؛
چرا که اکثر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله
در مدح و فضل مولا علی علیه السلام بود ...
ابو بصير ميگويد:
از امام صادق«عليهالسلام» دربارة آية
(أطِيعُوا اللهَ وَ أطِيعُوا الرَّسولَ وَ أُولِي الأمرِ مِنّْكُمّ([6] پرسيدم فرمود:
(أُولِي الْأمر( علي بن ابيطالب و حسن و حسين«عليهالسلام» است.
گفتم: مردم ميگويند: چرا نام علي و اهل بيت ايشان در كتاب خدا نيست؟
فرمود: به آنان بگو: نماز بر رسول خدا«صلي الله عليه و آله» نازل شد
ولي خداوند ركعات آن را كه سه يا چهار تاست (در كتابش) نام نبرد،
تا آنكه رسول خدا«صلي الله عليه و آله» آن را براي مردم تفسير كرد.
زكات بر ايشان نازل شد ولي اينكه از چهل درهم، يك درهم زكات دارد را نام نبردند
تا آن كه رسول خدا«صلي الله عليه و آله» براي آنان مقدار زكات را تفسير كرد.
و حج نازل شد و خداوند به مردم نفرمود هفت بار طواف كنيد
تا آنكه رسول خدا«صلي الله عليه و آله» براي آنان تفسير كرد.
آيه (أطِيعُوا اللهَ وَ أطِيعُوا الرَّسولَ وَ أُولِي الأمرِ مِنّْكُمّ
( نيز دربارة علي و حسن و حسين«عليهالسلام» نازل شد
و رسول خدا«صلي الله عليه و آله» (آن را تفسير كرد)
و دربارة علي«عليهالسلام» فرمود:
هر كس من مولاي اويم (و اطاعت من بر او واجب است) علي هم مولاي اوست
و (اطاعتش بر او واجب است) و فرمود: شما را به كتاب خدا و اهل بيتش سفارش ميكنم. من ازخدا خواستهام بين آن دو جدايي نيندازد تا بر من در سر حوض (كوثر) وارد شوند،
و خدا هم آن را به من عطا كرد.
و نيز فرمود: شما (لازم نيست) چيزي به آنان ياد دهيد، آنان از همة شما آگاهترند. و فرمود: آنان شما را از در هدايت بيرون نميبرند و به در گمراهي نميآوردند. اگر رسول خدا ساكت ميشد و اهل بيت خود را كه مراد اين آيه است معرفي نميفرمود، آل فلان و آل فلان ادعا ميكردند. لكن خداوند در كتاب خود، سخن پيامبرش را تصديق كرد و (دربارة اهل بيت) چنين نازل فرمود: (إنَّما يُريدُ اللهَ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الّرجْسَ أهّلَ الْبيتِ وَ يُطَهِرَكُمْ تَطْهيراً)[7] پس علي و حسن و حسين عليهم السلام تنها مراد از اهل بيت در اين آيه بودند و رسول خدا«صلي الله عليه و آله» آنان را زير كسا آوردند و فرمودند: «خدايا براي هر پيامبري اهلي و (افراد ) ارجمندي است، و اينان اهل من و افراد ارجمند من هستند...».[8]
در منابع فریقین (شیعه و سنی)، روایاتی به چشم میخورد كه دلالت بر حجم عظیمی از آیات قرآن درباره اهل بیت(علیهمالسلام) دارد، مانند احادیثی كه به نقل از ابن عباس میگوید: "درباره هیچ كس به اندازه امام علی آیه نازل نشده است."2
همچنین حدیثی دیگر به نقل از ابن عباس میگوید: «خداوند خطاب "یا أیهاالذین آمنوا" در قرآن را نازل نكرد جز آن كه حضرت علی(علیهالسلام) پیشگام در این خطاب است، خداوند یاران پیامبر را در مواردی متعدد مورد عتاب قرار داد اما از حضرت علی(علیهالسلام) جز با خیر و خوبی یاد نكرده است."3
در این میان احادیث دیگری نیز وجود دارد كه از این مقوله در تمام كتابهای آسمانی حكایت میكند. مانند حدیث: "ولایت علی بن ابیطالب در تمام كتابهای انبیا آمده است و خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد، جز آن كه بر نبوت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و ولایت علی وصی او ]اقرار گرفت]."4
2- ابن مردویه، احمد، مناقب، ص 218؛ ابن عساكر، علی، ترجمه الامام علی بن ابی طالب من تاریخ دمشق؛ ج 27، ص 428، ح 935 - 940.
3- مناقب، ص 219، ح 305؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الكبیر، ج 11، ح 11687.
4- الكافی، ج 1، ص 437، رقم 6؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 222؛
ثعلبی، احمد، الكشف و البیان، ج 8، ص 338.
قرآن کریم در باره ی پیامبر
در قرآن آياتى وجود دارد كه به گفته شيعه و سنّى درباره امامت و ولايت و عصمت ائمه(عليهم السلام)نازل شده است : از آن جمله مى توان به آيات زير اشاره كرد :
1 . آيه اولى الامر (نساء ، 59) كه مى فرمايد : «يـأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و أولى الأمر منكم ; اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، از خدا و پيامبر و اولياى امر خود اطاعت كنيد .»
2 . آيه تبليغ (مائده ، 67) كه مى فرمايد : «يـأيّها الرسول بلّغ ما أنزل إليك من ربّك و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته ; اى پيامبر آنچه را از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ، و اگر نكنى پيامش را نرسانده اى .»
3 . آيه ولايت (مائده ، 55) كه مى فرمايد : «إنما وليكم الله و رسوله و الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكـوة و هم ركعون ; جز اين نيست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى كنند .»
منابع براي مطالعه در اين زمينه:
1.غاية المرام ، محدّث بحرينى ، ص 265 ، چاپ سنگى ، حديث سوم ، باب 59 ، ف
2.پيام قرآن ، آيت الله مكارم شيرازى ، ج 9 ، ص 201 ـ 213 ، انتشارات مدرس
3.تنها در غاية المرام ، ص 211 ـ 235 ، 82 منبع از اهل سنت و 39 منبع از شيعه آمد
4. اجتهاد در مقابل نص ، سيدعبدالحسين شرف الدين ، ترجمه على دوانى ، ص 167 ـ 181
5. اجتهاد در مقابل نص ، همان ، ص 156 ـ 162 .
http://www.aparat.com/v/24894af68701a017607305f6d14d63d0183297
مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها
بازسازی ماجرای آتش زدن در خانه
امام باقر عليه السلام فرمود:
همانا اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف است
كه نزد آصف (وصى سليمان و همان كسى كه تخت بلقيس را در كمتر از يك چشم بر هم زدن حاضر كرد) تنها يك حرف بود...،
و در نزد ما (اهل البيت عليه السلام ) هفتاد و دو حرف است كه يك حرف منحصرا نزد خداوند است
((و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم )).(26)
و طبق روايات از اين اسم اعظم نزد عيسى بن مريم دو حرف
و نزد موسى چهار حرف و نزد ابراهيم هشت حرف
و نزد نوح پانزده حرف و نزد آدم بيست و پنج حرف بوده است .(27)
در قرآن كريم مى خوانيم : ((و كل شى ء احصيناه فى امام مبين (7)؛
همه چيز را در پيشواى آشكار جمع آورى كرده ايم .))
از امام باقر عليه السلام روايت است كه فرمود:
چون اين آيه بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شد
ابوبكر و عمر از جا برخاسته گفتند:
اى رسول خدا آيا منظور تورات است ؟
فرمود: خير
گفتند: انجيل است ؟
فرمود: خير
گفتند: قرآن است ؟
فرمود: خير
در اين ميان اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام وارد شد،
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اين همان است ،
اوست آن امام كه خداوند تبارك وتعالى علم هر چيزى را در او جمع كرده است
(( انه الامام الذى احصى الله تبارك و تعالى فيه علم كل شى ء)).(8)
عمار بن ياسر گويد: در يكى از جنگها با اميرالمؤمنين عليه السلام بودم
كه به سرزمين مورچگان رسيديم ، آن زمين پر از مورچه بود،
گفتم : يا اميرالمؤمنين فكر مى كنى از خلق خداوند كسى هست كه تعداد اين مورچه ها را بداند؟
حضرت فرمود: آرى اى عمار، من مردى را مى شناسم كه تعداد آنها را مى داند،
و مى داند چند عدد از آنها نر و چند عدد از آنها ماده است !
گفتم : كيست ؟ فرمود: اى عمار آيا در سوره يس نخوانده اى
: ((و كل شى ء احصيناه فى امام مبين ؛
ما همه چيز را در امام مبين جمع كرده ايم .))
عرض كردم : آرى اى مولاى من ، خوانده ام .فرمود: منم آن امام مبين (9)
ابن عباس گويد: روزى عمر بن خطاب به اميرالمؤمنين (با اعتراض ) گفت : گفت : اى ابا الحسن وقتى از تو سوالى مى كنند چرا شما در نظر دادن شتاب مى كنى ؟ (يعنى چرا با درنگ و تفكر پاسخ نمى دهى ) حضرت على عليه السلام در پاسخ او، دست خود را باز كرده فرمود: اين چند تاست ؟ عمر گفت : پنج تا، فرمود: چرا در نظر دادن عجله كردى ؟ عمر گفت : اين مساءله (جزيى ) بر من پوشيده نيست (يعنى نياز به درنگ ندارد) حضرت فرمود: من در امورى كه بر من پوشيده نيست پر شتاب ترم (38) (يعنى علوم در نزد من همچون اين مساله ساده است و نياز به درنگ و تفكر ندارد)!
آرى چگونه چنين نباشد در حاليكه علماى اسلام اعم از شيعه و اهل سنت روايت كرده اند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: ((انا مدينه العلم و على بابها)).
درست اين سخن گفت پيغمبر است منم شهر علم و عليم در است
از جمله پيشگوئيهاى اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد ابوبكر و عمر اين بود كه فرمود:
بخدا سوگند هيچيك از نسل شما تا قيامت به حكومت نخواهد رسيد (خلافت را عهده دار) نمى شود.(40)
مؤ لف گويد: اين جمله را حضرت على عليه السلام در هنگامى كه حضرت را بعد از پيامبر اكرم (ص ) با زور به مسجد آورده و شمشير بر سر او نگهداشته بودند تا براى ابوبكر بيعت بگيرند بيان فرمود، و اينك مناسب است برخى از آن جريان در اين مقام ذكر شود، وقتى حضرت على عليه السلام مشاهده نمود كه مردم او را رها كرده ، اطراف ابوبكر را گرفته اند، در خانه نشست ، عمر به ابوبكر گفت : چرا نمى فرستيد على بيايد و بيعت كند؟ همه بيعت كرده اند جز او و آن چهار نفر (سلمان ، ابوذر، مقداد و زبير) ابوبكر از عمر دل نازكتر و نرمتر و دورانديش تر بود ولى آن ديگرى (عمر) خشن تر و سنگدلتر و ستمكارتر بود، ابوبكر به عمر گفت : كه را بفرستيم ؟ عمر گفت : قنفذ را بفرست و او مردى از قبيله بنى تيم و از آزاد شده هاى مكه و انسانى سخت و سنگدل بود. قنفذ را با عده اى فرستاد تا اينكه به در خانه على عليه السلام آمده ولى حضرت به آنها اجازه نداد، ياران قنفذ نزد ابوبكر و عمر كه در مسجد بودند و مردم اطراف آنها قرار داشتند آمده گفتند: على بما اجازه نداد، عمر گفت : اگر اجازه داد وارد شويد وگرنه بى اجازه اين كار را انجام دهيد!!
آنها به كنار خانه آمدند و اجازه ورود خواستند، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: نمى گذارم بى اجازه وارد خانه ام شويد، همگى آنها (حيا كردند و) برگشتند، اما قنفذ ايستاد، تا آن عده به عمر گفتند: فاطمه چنين مى گويد و نمى گذارد بى اجازه وارد شويم ، عمر در خشم شد و گفت : ما را با زنها چه كار؟
سپس به عده اى كه اطراف او بودند دستور داد تا هيزم برداشتند، خودش نيز هيزمى برداشت و آنرا اطراف خانه على عليه السلام قرار دادند در حاليكه در خانه ، على فاطمه و دو پسر او بودند، عمر صدا زد به گونه اى كه به گوش حضرت على عليه السلام رسيد: به خدا سوگند يا بيرون مى آئى و با خليفه پيامبر! بيعت مى كنى وگرنه خانه ات را به آتش مى كشم ، سپس خودش كه از هيبت حضرت على عليه السلام آگاه بود و مى ترسيد كه على عليه السلام با شمشير بيرون آيد به پيش ابوبكر برگشت ولى به قنفذ گفت :
اگر خارج نشد، به زور وارد شو، اگر امتناع كرد خانه را بر آنها آتش برن . قنفذ و ياران او با زور وارد شدند، على عليه السلام خواست شمشير خود را بردارد، مانع شدند شمشير برخى از افراد را برداشت ، انبوه جمعيت بر او ريختند و مانع شدند.
بر گردنش ريسمان سياه انداختند، حضرت فاطمه عليها السلام نزديك در خانه ميان آنها و همسرش مانع شد، قنفذ با تازيانه بر بازويش زد به گونه اى كه اثر آن در بازويش مثل بازوبند باقى ماند.
ابوبكر به قنفذ پيام داد: بزن زهرا را!! قنفذ دختر پيامبر را به گوشه درب خانه كشاند و حضرت را چنان فشار داد (يا هل ) داد كه يكى از استخوانهاى پهلوى آن بزرگوار شكست و طفل خود را كه در رحم داشت ، سقط كرد، پس از آن ديگر از بستر بلند نشد تا اينكه در اثر آن (جنايات ) شهيد شد صلوات الله عليها.
مؤ لف گويد: شهرستانى از علماء اهل سنت در ملل و نحل از قول نظّام كه او نيز از علماء اهل سنت است نقل مى كند كه گفت : عمر در روز بيعت چنان بر شكم فاطمه زد كه فرزندش محسن را سقط كرد او فرياد مى زد خانه را با اهل آن آتش بزنيد و در خانه نبود جز على و فاطمه و حسن و حسين .(41)
مسعودى مورخ مشهور مى نويسد:
((فهجموا عليه و احرقوا بابه و استخرجوه منه كرها
و ضغطوا سيدة النساء بالباب حتى اسقطت (محسنا)؛(42)
به خانه على حمله كردند و در خانه او را آتش زدند
و او را به زور از خانه بيرون كرده و سرور زنان را با در فشار دادند
به گونه اى كه محسن را سقط كرد.))(43)
رسول الله ص"هرکار نیکی صدقه است
بـا شـنـيـدن كـلمـه صدقه ، ذهنها فورى سراغ كمك مالى به تهيدستان
يا انداختن سكه و اسكناسى در صندوق صدقات و امثال آن مى رود
.ولى ... اين ، تنها شكلهاى عملى صدقه نيست .
مى توان اهل صدقه بود، بى آنكه پول خرج كرد.
البته كمكهاى مالى ، جاى خاصى دارد كـه در هـر حـال و هـرجـا خوب است .
اما مهم ، توجه به وسعت نيكى است . از گفتار پيشوايان الهام بگيريم
.
از رسـول خـدا (صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ) نـقـل شـده اسـت كـه فـرمـود:
هـر مـسـلمـان هـر روز بـايـد صـدقـه اى بـدهـد
إِنَّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةً .
وقتى پيامبر چنين فرمود، برخى از اصحاب ، با شگفتى پرسيدند:
- يا رسول الله ! چه كسى طاقت و توان اين كار را دارد؟؟؟
حضرت براى رفع ابهام و توضيح بيشتر،
و براى اينكه صدقه را تنها در انفاق مالى خلاصه نكنند،
فرمود:
1- برطرف كردن عوامل اذيت و سنگ و خار و خاشاک از راه مردم ، صدقه است ،
2- راهنمايى كردن جاهل به راه حق ، صدقه است ،
3-عيادت كردن بيمار، صدقه است ،
4- امر به معروف كردن ، صدقه است ،
5- نهى از منكر صدقه است .
6- و... پاسخ سلام دادن نيز صدقه است...
شگفتا كه چه وسعتى دارد نيكى و احسان !
و چه آسان است ذخيره سازى عملى صالح براى آن روز نياز و احتياج !
كلام رسول ! چنين بود:
«إِمَاطَتُكَ الْأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ صَدَقَةٌ
وَ إِرْشَادُكَ الطَّرِيقَ صَدَقَةٌ
وَ عِيَادَةُ الْمَرِيضِ صَدَقَةٌ
وَ اتِّبَاعُ الْجِنَازَةِ صَدَقَةٌ
وَ أَمْرُكَ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَةٌ
وَ نَهْيُكَ عَنِ الْمُنْكَرِ صَدَقَةٌ
وَ رَدُّكَ السَّلَامَ صَدَقَه»
. 151- بحارالانوار، ج 72، ص 50.
پروژه عظیم “محمد(ص)” سهگانهاي سينمايي و مستقل از هم می باشد
که به مقاطع مختلف حيات پيامبر اسلام (ص) می بپردازد.
در اولين فيلم، قصه از دوران جاهليت و شرايط اجتماعي زمان تولد حضرت آغاز ميشود و در 12 سالگي ايشان به پايان ميرسد.
شروع خط اصلی داستان بر پایه حسادت ابولهب، عموی محمد آغاز می شود و بر مدار این ماجرا در مسیر ماجراهایی از این دست پیش میرود. ابولهب، عموی پیامبر همسری حسود دارد که از پیشگوییهای یهودان متعصب ماجرای قدرت یافتن و بزرگی محمد در آینده را شنیده است و...
آیتالله جوادی آملی درباره جنبههایی از زندگی حضرت رسول اکرم (ص)
که باید در یک اثر هنری مورد توجه قرار گیرد، تذکر دادند:
«حضرت رسول (ص) نگاهی عاشقانه به جهان دارد؛ نه فقط نگاه عالمانه و عاقلانه...
در حال حاضر امين تارخ براي بازي در نقش عبدالمطلب، پدربزرگ پيامبر اكرم (ص)،
مهدي پاكدل براي نقش ابوطالب، عموي پيامبر (ص)،
ساره بيات براي نقش حليمه، دايهي پيامبر (ص)،
مينا ساداتي براي نقش آمنه، مادر پيامبر(ص)،
محسن تنابنده براي نقش ساموئل، تاجر يهودي،
حميد فرخنژاد براي نقش ابوسفيان،
رعنا آزاديور برای نقش امجميل، همسر ابولهب،
حميدرضا تاجدولت برای نقش حمزه، عموي پيامبر (ص)،
صادق هاتفي برای نقش بحيرا، راهب مسيحي،
محمد عسگري برای نقش ابولهب، عموي پيامبر (ص)،
هدايت هاشمي برای نقش حناطه، بردهی آزادشده،
نگار عابدي برای نقش همسر حناطه،
پانتهآ مهدينيا برای نقش فاطمه بنتاسد، همسر ابوطالب
و جعفر قاسمي برای نقش حارث، شوهر حليمه انتخاب شدهاند..
مهدی قاضی زاده درنقش تجار مکه
رسول رسولی درنقش تجار مکه
و حدود ۵۰۰ بازیگر و هنر ور در این مجموعه ایفای نقش میکنند..
ویتوریو استورارو فیلمبردار سرشناس ایتالیایی و برنده سه جایزه اسکار
مدیر فیلمبرداری پروژه «محمد (ص)» است.
اسکات ای. اندرسن متولد سال 1964 در نیویورک است
و تاکنون در بیش 20 فیلم به عنوان انیماتور و سوپروایزر تصاویر کامپیوتری
همین طور طراح یا سوپروایزر جلوههای تصویری همکاری داشته است...
لوکیشن این فیلم در شهرک سینمایی جدید التاسیس نور میباشد..
دوره پیشتولید پروژه «محمد (ص)» از خردادماه تا شهریورماه امسال تعیین شد
تا در پایان این مرحله فیلمبرداری آغاز شود.
فیلمبرداری ششماه طول میکشد و تخمین زده میشود
فیلم برای ماههای پایانی سال 1391 آماده نمایش شود انشاالله..
شرکت سینمایی نورتابان با موافقت وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی به ثبت رسمی رسید.
کتاب شبهات فاطمیه تالیف «سید مجتبی عصیری» منتشر شد .
کليه اسناد طرح شده در اين کتاب بر اساس متون و منابع دسته اول اهل سنّت و مورد قبول وهّابيت ارائه گرديده و 5 سند آن بر اساس مباني رجالي اهل سنّت و مورد قبول وهّابيت نقد و بررسي قرار گرفته و صحيح بودن آنها ثابت گرديده.
در فصل نخست: 27 سند ناچار به قبول وهّابيت در شهادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) امده است
. درفصل دوّم: پاسخ 20 شبهه وهّابيت در موضوع شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
و در فصل سوّم: روز شمار شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر اساس تاريخ و استنادات میباشد .
0) حكايت عمامه اى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله به مرد اعربی داد
در كتاب مفتاح الجنة روايت است كه روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله
در بالاى منبر موعظه مى فرمود، اعرابى واردشد كه هر دو چشمش كور بود،
بعد از اسلام عرض كرد، يا رسول الله گرسنه ام ،
مرا سير نما، و هفتاد دينار قرض دارم قرضم را نيز ادا كن
.
حضرت در آن وقت چيزى نداشت رو به اصحاب كرده فرمود:
اين اعرابى را خشنود كنيد و قرض او را بدهيد، همه اصحاب ساكت شدند،
تا سه مرتبه حضرت تكرار فرمود و هر مرتبه سكوت كردند
و كسى به اعراب چيزى نداد.
بعد از آن آن بزرگوار عمامه مباركش را از سر برداشته به آن اعرابی داد،
آنرا به تعظيم تمام گرفته و بوسيد و به ديده هايش ماليد
فى الفور هر دو چشمش مانند نرگس شهلا روشن شد،
بعد بر شكمش ماليد سير شد خواست از مسجد بيرون رود،
همه اصحاب بيرون رفتند، و به اعرابى گفتند: ما قرض تو را مى دهيم ،
عمامه رسول خدا صلى الله عليه و آله را به ما به بده راضى نشد
مقدار پول را زياد كردند، و تا هفتاد هزار دينار رسانيدند،
باز راضى نشده گفت : اول شما هفتاد دينار نداشتند.
بالاخره اعرابى عمامه را به سينه چسبانيده و از مسجد بيرون رفت
همينكه خواست ، از در دروازه مدينه بيرون شود ناگاه عبدالله بن سلام
كه به قصد تجارت به شام رفته بود و چهل بار شتر از متاع شام مى آورد
، وارد دروازه مدينه شد، ديد، از دور يك نفر مى آيد، و نورى از طرف او،
به آسمان ساطع مى شود، درست نظاره كرد
ديد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و على المرتضى عليه السلام نيست
متحير شد.
قدرى نزديك شد ديد اعرابى است كه عمامه اى را به سينه چسبانيده ،
و از آن عمامه نور ساطع مى شود، پرسيد: اى اعرابى ، اين چه عمامه اى است
و از كيست ؟ گفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله است و ماجرا را ذكر نمود،
آن مؤ من مخلص گفت : يك شتر با بارش مى دهم اين عمامه را به من بده .
گفت : نمى دهم و از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله
هفتاد هزار دينار دادند، من ندادم !
عبدالله تعداد شتر را زياد كرد راضى نشد، تا اين كه گفت :
اين چهل شتر را با بارشان به تو ميدهم ، اين عمامه را به من بده !
كه ديگر شترى ندارم ، مگر اين شترى كه الان سوار آن هستم ،
اعرابى گفت : او را نيز بده ، تا عمامه را به تو بدهم
عبدالله شتر سوارى خود را نيز داد عمامه را اعرابى گرفت .
اعرابى با شترها روانه راه خود شد، و عبدالله عمامه را برداشته
به مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده ديد كه هنوز آن جناب
در بالاى منبر است كيفيت را به عرض رسانيد،
پس حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:
هر حاجت كه دارى از خداى تعالى بخواه ،
عبدالله عمامه را بالاى دستهايش به درگاه الهى بلند كرد، عرض كرد:
خدايا تو را قسم مى دهم به صاحب اين عمامه كه جميع گناهان مرا بيامرزى
در آن حال جبرئيل به حضرت رسول صلى الله عليه و آله نازل شده عرض كرد،
يا رسول الله خدا به تو سلام مى رساند، و مى فرمايد:
به عبدالله بگو كه چرا بخيلى اگر از خدا آمرزش گناهان جميع انس و جن را سوال مى كردى
و خدا را به صاحب اين عمامه قسم مى دادى هر آينه هم همه ايشان را مى آمرزيدم